عماد الدين حسن بن علي الطبري
259
كامل بهائى ( فارسي )
كرد . و عجب كه اثبات قرآن به گواه و سوگند كنند ، جائى كه ايشان به تنزيل قرآن عالم نبوده باشند به تأويل چگونه شروع كردن كار مىتوانند . عجب از قومى كه در عقب چنين جهال بودند و چنين جهلا را امام و مقتدا سازند و مثل امير المؤمنين را كه عالم بود به تنزيل و تأويل از حق خويش معزول گردانند . بدعت ديگر ، رسول صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر و عمر را در تحت فرمان و رايت اسامة بن زيد كرد در آن رنجورى كه در وى متوفى شد و امير المؤمنين على را فرمود كه تو در پيش من باشى كه وصى من بعد از من توئى بايد كه روز مرگ حاضر باشى ، و اسامه از مدينه رفت و لشكر جمله خيمها بيرون زدند به حرب بعضى از نواحى شام از زمين فلسطين ، و رسول هر روز به كرات و مرات گفتى كه به جيش اسامه برويد و ابو بكر و عمر نمىرفتند و مىگفتند كه اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله بميرد خلافت از دست ما برود تا رسول صلّى اللّه عليه و آله به آخر گفت : لعن اللّه من تخلف جيش اسامة . لعنت بر كسى كه از جيش اسامه بازماند . چون رسول متوفى شد و مردم بر وى بيعت كردند به اسامه فرستاد كه مردم بر من بيعت كردند و مرا قبول كردند به خلافت و به من راضى شدند . من به خلاف ارادت ايشان نتوانستم كردن و من محتاجم به عمر ، توقع است كه عمر را بگذارى تا پيش من باشد ، اسامه گفت بفرستاده ابو بكر كه عجب كه او رعيت من است به قول خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و بىاجازت من امير شد و ديگرى را مىطلبد ، بفرستاد كه اگر بر رسول ايمان دارى برخيز تو و با عمر به حكم رسول بيائيد ، مدتى بدين قيل و قال بماندند تا به هزار شفاعت و حيله و رشوت اسامه را راضى كردند و بفرستادند . و ايشان به خلاف فرمان رسول صلّى اللّه عليه و آله بازايستادند قال اللّه تعالى : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ( نساء 82 ) هر كه اطاعت رسول كند پس به تحقيق كه اطاعت كرده خداى را ؛ و قال : وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها ( جن 23 ) وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً ( نساء 95 ) و هر كه عاصى شود خداى را و رسول او را پس بدرستى كه مر او راست آتش جهنم كه در آن باشد دائما و غضب خدا بر او باد و لعنت خداى بر او و مهيا ساخته خداى تعالى براى او عذاب اهانتكننده ، و فرمان رسول در حال حيات و ممات يكى باشد و مخالفت او كفر و اين دليل روشن است كه ايشان رعيت بودهاند نه امام و خليفه .